تبليغاتX
پله پله تا ملاقات خدا

فرزندان عاشورایی این انقلاب فرزندان هور ، فرزندان رقابیه ، فرزندان پنج ضلعی ، فرزندان استقامت  ، امروز در ایران صحنه آزمایش دیگری برپاست آنها که با همه تبلیغات سنگین و قدرتنمایی خیابانی در انتخابات شکست خوردند این روزها بدنبال شکست سنگین ، نامردیها و دروغها و تهمتها از مردانگی ملت ایران ، یعنی تمامی ضدانقلاب (منافقین ،گروه ریگی ، کمونیستهای تروریست و...) همراه با نیروهای اپوزیسیون داخلی حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و عناصر افراطی دوم خردادی برای درهم شکستن استقامت ملت شجاع ایران با هم متحد شده اند هدف آنها ضربه به کیان انقلاب و رهبری معظم انقلاب است آنها فهمیده اند با وجود احمدی نژاد بساط زراندوزیها و قدرت طلبیهایشان به پایان رسیده امروز طلحه وزبیرها در صدد ایجاد جنگ جمل دیگری هستند 

 

فرزندان انقلاب عاشقان شهادت ، مبارزين راه عدالت ، هوشيار باشيد و آماده

 

 

امروز آغاز انقلابي ديگر است در مقابل كساني كه انقلاب ما را به انحراف كشانده بودند  امروز آغاز انقلابي ديگر در مقابل كساني است كه فرزندانشان با حمايت پدرانشان ملت ما را به فلاكت و بدبختي كشاندند و خود در كاخها آرميدند امروز روز مبارزه با صاحبان زر و زور و تزوير در اين انقلاب است.

آقازاده هايي كه امروز ايران را حياط خلوت و مردم را رعيت خود مي پندارند

منبع:حاج رضا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 21:58  توسط حاجی و دختر بابا  | 

 

 

 با دختر و خانواده ام تصمیم گرفتیم این بار هم به مردی رای بدهیم که از جنس خودمونه ، مردی ساده زیست و دور از فساد و اشرافیگری و مردمي .

مردي كه خود را مديون معلم و مردم خودش مي داند بدون تكبر

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 17:15  توسط حاجی و دختر بابا  | 

دل گیر دلگیرم...

                    از غصه می میرم...

                                             مرا مگذار و مگذر...!

.

 تا به حال صدای نالۀ دلت را شنیده ای ؟!  تا به حال دنیا را از پشت قطرۀ اشک ات لرزان دیده ای؟! نچ! ندیدی، مطمئنم که ندیدی.

دعا نمی کنم که دلم را بفهمی، نمی خواهم تمام آنچه را که تا به حال تحمل کردم، بکشی!

کاش می دانستی فقط من ماندم و من! 

خسته ام از این روزها، خسته ایم از این روزها! می دانی با چه سختی راضی نگه اش داشتم که تحمل کند؟ محکم باشد؟ که صبوری کند؟!!

گفتم اگر بشکند، من هم می شکنم و اگر هر دو بشکنیم دیگر کارمان تمام است! راضی اش کردم که باز هم دلم قرص باشد به:

 بِاللهِ اعتَصَمتُ وَ بِاللهِ اَثِقُ وَ عَلَی اللهِ اَتَوَکَّل...

.

.

دلم یک جای ساکت و دنج می خواهد این روزها! بی هیچ آدمی، بی هیچ صدایی، خسته ام از این همه آدم، از این همه حرف، صدا، نگاه، انتظار و ...و ...و... خدا جان!اگر میایی قدمت به دیدۀ منّت! اما اگر وقت نداری! قول مردانه که نمازم فراموش نمی شود!

.

دل داده ام برباد/ بر هرچه بادا باد!*

بابا می گه :

بگذر از نی، من حكايت ميكنم
         وز جدايی ها شكايت ميكنم
                    ناله های نی ، از آن نی زن است
                           ناله های من ، همه مال من است
                                شرحه شرحه سينه ميخواهی اگر
                                          من خودم دارم ، مرو جای دگر

دختر بابا

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 14:27  توسط حاجی و دختر بابا  | 

دو ماه پیش از دل همه تشویشهاو نگرانی ها بخاطر حضور قارچ گونه هزاران سایت و وبلاگ مستهجن و ضددینی و ضد فرهنگی و ضد امنیت اجتماعی پنجمین ارتش سایبری جهان (به نقل قول از سازمان سیا) با اعلام موجودیت مرکز بررسی جرایم سایبری سپاه  اعلام موجودیت کرد و موجب شادی بسیاری در میان همه اقشار مختلف جامعه که بنحوی فرزندانشان در محیط نت فعالیت می کنند شد .

 

اما حرف ما :

اینترنت بدون نظارت و کنترل به مثابه اسب تروای دشمن در فضای کشور ماست و سایتها ،وبلاگها و گروههای اینترنتی مستهجن و ضد دینی و ضد فرهنگی و... به مثابه سربازان هوشیار دشمن در میان سربازان خواب آلوده ما هستند . هوشیار باشیم

 

بنده  و دخترم نیز به نوبه خود از فعالیت و تلاش شبانه روزی پاسداران انقلاب با عنوان مرکز بررسی جرایم سازمان یافته در مبارزه با اینگونه گروههای سازمان یافته اینترنتی تشکر کرده و اعلام حمایت می کنیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 8:49  توسط حاجی و دختر بابا  | 

میر حسین موسوی نخست وزیری که مردم او را به اسم کوچک می شناسند(به قول روزنامه نگار خارجی) میر حسین همیشه در خنکای انتقاد ناپذیری دوران جنگ تحمیلی لم داده و در گرما گرم طغیان کارگزاران سازندگی و ایجاد فاصله ی طبقاتی و قتلهای زنجیره ای و ماجرای دانشجویان 18 تیری، حتی به خود این زحمت را نداد که مثل قالیباف راستگرا و یا اصلاح طلب تجدید نظر خواه و یا حتی شبیه شیخ اصلاحات، در حمایت از رهبری و یا در رد عملکرد نظامیان و غیره، نامه ای بنویسد و یا در حمایت از فقیران اجتماعی سخنی براند و نه حتی سال ها بعد، در تابستان گرم و سراسر شور انتخاباتی 84، مخالفتی کرد با اینکه عکس آن چهره ی معصومش را کنار مصطفی معین تبلیغ کنند، به اسم دموکراسی، به اسم آزادی. میر حسین اما این روزها با مشکلی مواجه شده است.

بعد از خیانتی که جریان چپ در حق او کرد و خاتمی را زودتر از موعد به انتخابات وارد کرد، او نیز به اجبار و اکراه به میدان آمد.

 سه ماه زمان کمی نیست که مردم به قضاوت بپردازند. وقتی که از دولت مدرن گفت، نکته دانان دانستند که او حامی مشروعیت مردمی است و حال آنکه قانون اساسی ما بر مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی استوار است.   من مییر حسین موسوی را دوست دارم اما نمیتوانم از انتقاداتی هم که به او دارم بگذرم او در بحبوهه ی جنگ، کشور را با بحران استعفای نخست وزیری رو به رو کرد، بیست سال سکوت کرد، با نهضت آزادی دیدار کرد(امام گفت که اگر کار دست آنها بود ما را در دامان آمریکا می انداختند) و با مشارکت آنچنان بست که برایش هزینه ی آن همایش را در کنار برج میلاد ترتیب دادند. راستی ! هزینه های مشارکت و سازمان مجاهدین را از جیب مستضعفین پس خواهد داد یا از جیب مستکبرین؟......

دختر بابا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 17:17  توسط حاجی و دختر بابا  |